محمد مهدى امامى

91

زندگى نامه آيت اللّه العظمى سيد محمد رضا گلپايگانى ( قده ) به روايت اسناد ( فارسى )

3 ) هفته‌اى يك بار و در صورت لزوم بيشتر ، ميان علماى حوزه ، جلسه‌ى مشورت برقرار شود تا تصميمات و مبارزه با وحدت نظر و عمل توأم گردد . محمد رضا پهلوى در تلگرافى كه متن آن روز بعد از جلسه به آيت الله گلپايگانى قدّس سرّه و سه تن از مراجع قم مخابره شد ، اين تغييرات را غير مهم دانست . شاه در اين پيام ، مراجع را با عبارت « حجة الاسلام » مخاطب قرار داد تا اين تصور را ايجاد كند كه آن‌ها مرجع نيستند . « 1 » پس از آن مراجع قم تلگرافى به علم - نخست وزير وقت - مخابره كردند ؛ آيت الله گلپايگانى قدّس سرّه در تلگراف خود ، تصويب لايحه‌ى مذكور را مخالف « شرع مقدس » و « موجب نگرانى و معرض سوء استفاده‌ى دشمنان ديانت و استقلال مملكت » دانست و ضمن توصيه به رعايت قوانين اسلام ، تأكيد نمود كه دستور فرماييد تطابق تصويبنامه را با قوانيندين مبين كه مشخص آن علماى اعلام و مراجع تقليد مىباشند انجام گيرد . « 2 » به دنبال بىاعتنايى علم به تلگراف‌هاى مراجع و علماى قم و ساير شهرستان‌ها ، آيت الله گلپايگانى قدّس سرّه ، تصويب لايحه‌ى مذكور را مقدمه‌ى برنامه‌هاى ضدقانونى و ضد اسلامى رژيم دانسته ، در دومين تلگرام اعتراض‌آميز خود به شاه مىنويسد : « . . . اصرار در تجاوز به قوانين شرع و اصول قانون اساسى آثار سوء و نامطلوبى دارد . . . توهين به ملت و بازگشت به اعصار پيش از اسلام و روش‌هاى قرون وسطى است . » « 3 » در 15 آبان 1340 ، علم نيز به جاى عذرخواهى ، در يكى از سخنرانىهاى خود هرگونه اخلالگرى را محكوم كرد و اقدامات اخير علما را تلويحا حركتى ارتجاعى دانست . به دنبال بىپروايى علم ، اعتراضات متعددى از مردم شهرها بويژه تهران برخاست و سيل تلگراف‌ها و استفتائات حوزويان و قشرهاى مختلف مردم به سوى مراجع قم از جمله آيت الله گلپايگانى قدّس سرّه سرازير شد . سرانجام علم در 22 آبان ماه 1341 ، تلگرافى به آيت الله گلپايگانى قدّس سرّه مخابره و در ظاهر ، موافقت خود را با

--> ( 1 ) . ر . ك : سيد حميد روحانى ، پيشين : ص 151 ( 2 ) . ر . ك : مركز اسناد انقلاب اسلامى ، پيشين ، ص 28 ( 3 ) . همان ، ص 34